Main contents

contact me

مارس 4th, 2011



Posted in Uncategorized | 660 Comments »

Inner Collapse

دسامبر 21st, 2007

Fereydoon Moshiri is an Iranian poet. To be accurate, i can call him a legend in Iranian recent literature history. He passed away a few years ago, but his poems will remain for ever in our memory. he was one of the icons in modern Iranian poets…Below, is one of his beautiful poems which i found its translated version. my Iranian visitors can find its original version after that….hope you like it


Inner Collapse

No one will believe it

– but I see with my eyes,

that standing among us

a man is dying without a cry.

he’s not ill or awaiting the gallows

unwounded by sword unpierced by arrows

no one can explain this death without a cry.

his lips are laughing, his hands are warm,

his countenance is happy and

you imagine his memories are free from sorrows.

–But, my eyes see a flame

as it sweeps across an open field

the rusty streak creeping

over a peeling mirror’s face

so his body is decaying form within

like an old mud fortress

from whose cracking towers and arches

bricks fall too the ground

He’s craving in

in the silence of death,

and without a cry.

Who can conceive of such a death?

Is there someone who can explain it to us?

I don’t know.

In the dizziness of this man’s inner collapse,

What he sees in these, our small dark souls,

What he sees in these, our unfeeling hearts,

What things he sees in these dreadful nights.

I don’t know.


his lips are laughing, his hands are warm

his countenance happy and

No one sees his sorrow,

Like waxen tears welling up round

The neck of a waning candle,

Like dry flowers losing their petals

He’s lost in his thoughts.

The dull sound of a bird striking

Its wings on the ground


آوار درون

کسی باور خواهد کرد

- اما من به چشم خویش میبینم

که مردی پیش چشم خلق بی فریاد میمیرد

نه بیمار است،

نه بردار است،

نه در قلبش فروتابیده شمیشیری،

نه تاپر در میان سینه اش تیری

کسی را نیست بر این مرگ بیفریاد تدبیری.

لبش خندان و دستش گرم،

نگاهش شاد،

تو پنداری که دارد خاطری از هر چه غم آزاد،

- اما من به چشم خویش میبینم

به آن تندی، که آتش میدواند شعله در نیزار،

به آن تلخی، که میسوزد تن آئینه در زنگار،

دارد از درون خویش میپوسد!

بسان قلعهای فرسوده

- کز طاق و رواقش خشت میبارد،

فرو میپاشد از هم،

در سکوت مرگ،

بی فریاد!

چنین مرگی که دارد یاد؟

کسی آیا نشان از آن تواند داد؟


که این پیچیده با سرسام این آوار،

چه میبیند در این جانهای تنگ و تار،

چه میبیند در این دلهای ناهموار،

چه میبیند درین شبهای وحشتبار،



لبش خندان و دستش گرم

نگاهش شاد

نمیبیند کسی اما ملالش را

چو شمع تندسوز اشک تا گردن، زوالش را

فرو پژمردن باغ دلاویز خیالش را

صدای خشک سر بر خاک سودنهای بالش را

کسی باور نخواهد کرد.


No one will believe it

Posted in Iran, Literature, Poem | 812 Comments »

Stairway to Heaven

دسامبر 18th, 2007


 100 best Rock songs

آهنگ Stairway to Heaven شايد محبوب ترين آهنگ راک باشه که هميشه در فهرست ده تايی های تاپ سبک راک جايگاه خودش رو داره. اين آهنگ معروفترين آهنگ گروه راک انگليسیLed Zeppelin هست که Jimmy Page گيتاريست گروه و Robert Plant يکی از خوانندگان گروه؛ اونو تنظيم و در نهايت آهنگ در هشتم نوامبر ۱۹۷۱ برای اولين بار منتشر شد. اين آهنگ عليرغم اينکه هيچگاه بعنوان يک single (تک تراک) منتشر نشد، ولی رکورد بيشترين ترانه درخواستی رو از راديوهای اف ام ايالات متحده آمريکا رو داره..اين آهنگ جوايز بسيار متعددی رو از جمله جايزه دنيای گيتار رو برده و هنوز ساليانه۱۵۰۰۰ کپی از اين آهنگ بفروش ميرسه. گيتار افتتاحيه اين آهنگ بسيار زيبا و معروفه…

(آهنگ زير رو هم ميتونيد با کليک کردن روی آن مثلث سياه کوچک بشنويد و هم ميتونيد اونو از اينجا دانلود و يک نسخه اش رو در کامپيوتر خودتون ذخيره کنيد)

Posted in Music, Rock | 705 Comments »

Hello world!

دسامبر 17th, 2007

Hi…Hadi is here again… a new weblog!…after losing my old weblog due to transferring my website to a new server, i decided to start again, although i am still looking and searching to get my old stuff back in place…but by now, here you are and a new look weblog…. it looks a bit jingool!…doesn’t it…..:)

Posted in Uncategorized | 810 Comments »